وقتی که نگات شاد شاد است عزیز
انگار مخ ات درون باد است عزیز
دنیای به این بزرگی ... گفتی ، گفتم
تو ساده ای و قفس گشاد است عزیز
***
مخلوط خیال و زخم و لجبازی هستم
یا مثل چریک ترک قفقازی هستم
هر لحظه خدا مرا به یک لهجه نوشت
من دفتر خاطرات سربازی هستم
***
من هستم و یک بروجک نا آرام
یک فشفشه ، یک عروسک نا آرام
من برکه خسته از هجوم صد بار خزه
او شق شق بال لک لک نا آرام
***
یک روز کنار ژ س می خوابیدیم
بی حول و لا و غصه می خوابیدیم
یک نخل و غروب و قایقی وارونه
انگار میان قصه می خوابیدیم *
* به یاد خاطرات سربازی در منطقه عملیاتی شلمچه