ز دردم گر چه بی درمان تری نیست
سرم را گرچه بی سامان تری نیست
ولی با اینهمه خود جای شکر است
کزین دل هم دل سگ جان تری نیست
* * *
به قد کوه « پدری » درد و غمهام
دلم یه جای دوری خودم اینجام
رفیقم بی وفایی کرد و گم شد
از آن روزی که رفته خیلی تنهام
* * *
تو بر اسب سیاه سرگرانی
و من اواره بین بی کرانی
تو در قصر سفید آرزوها
و من همخانه با بی خانمانی
* * *