تبليغاتX
بوی لیمو ( شعر امروز )
شعر - عبدالحسین ستوده

امیدوارم مثل من تنها نباشی

این روزها شرمنده فردا نباشی

پا بر زمین سرد این شبها نکوبی

در انتظار لطف آدمها نباشی

هر جا که رفتم سایه ای بیهوده بودم

دیوار هم قد می کشد که تا نباشی

حتی خودت پیش خودت تردید داری

فرقی چه دارد تا که باشی یا نباشی

هر جا که باشی آسمان ..... با خود مبادا

دل خوش کنی روزی اگر اینجا نباشی

دیوار هستی ؟ سایه ای ؟ هرجا که هستی

امید وارم مثل من تنها نباشی

+ نوشته شده در  ساعت 10:16  توسط عبدالحسین ستوده | 

چند وقتیست که چیزی ننوشته ام

دارم دیوانه می شوم .

دور و برم آدمهایی با تفکراتی زندگی می کنند که انگار هرکدامشان از آسمان افتاده اند و بقیه از زیر خاک بیرون آمده اند . نمیدانم اینهمه تکبر ، تک نفره فکر کردن و دخالت در همه چیز را با چه شوینده ای می شود پاک کرد .

 دلم می خواهد از اینجا بروم ، به کجا نمیدانم ، هر چند چرایش را می دانم . راستی ازخیلی چیزها فقط در حد کلمه باقی مانده ، فقط در حد کلمه . نمی دانم همیشه همینطور بد بوده ایم یا این جمله (عجب زمانه ای شده) تازگی ها باب شده ، اینهمه تاریخ خواندیم ، اینهمه در مجالس روضه  و عروسی خندیدیم و گرییدیم ، هنوز مانده ایم که آخه چرا اینجوری همدیگر را نیش می زنیم . درسته که من دلتنگم و لی این حرفها هم واقعیت دارد ، همون چیزی که روزانه باهاش دست به گریبانیم . بیگانگی هم عجب چیزیه ، گاهی وقتها آدما با خودشان هم بیگانه می شن چراش رو نمی دونم ، اصلاً من خیلی چراها رو نمی دونم . بابام می گفت :( همیشه می گفت ) «هیشکی برات مثل خودت نمیشه » حالا دلم می خواد یه بار فقط یه بار ببینم و ازش بپرسم اگه از خودت گله داشتی چه کنی .   (مهر85 )

چطوري ميشه هر لحظه از راهي كه مي روي برگردي و دوباره افق را ديد بزني و از نو شروع كني در حالي كه اميد داري به مقصدي برسي . راستس كسي تو را مي پايد اون دورها ، احتمالاً نبايد اونو دلسرد كني . تو حتماً مي رسي . البته از نو شروع كردي دو باره بر نگرد . ببين چي ميشه مدتي همين طور به پيش بتازي  و عقب را نگاه نكني . انگار دنياي ديگريست اون جلوتر .چه لذتي داره حسي كه كم آدمي رو فرا مي گيره . اونم تو اين دوره زمونه ، : عجب زمانه اي شده ( پدرم مي گفت )و حالا من هم مي گويم : عجب زمانه اي شده . راستي نمي دانم پسرم هم مي گويد : عجب زمانه اي شده يانه . طبيعتاً مي گويد .

نمي دانم امشب چرا فلسفه مي بافم . از افطار گذشته . هنوز چيزي نخورده ام . تنهايي هم عجب چيزيست . اولي كه شروع كرده بودم به شعر گفتن و شعر هاي دست و پا شكسته مي گفتم ( البته هوز هم دست و پا شكسته مي گويم ) براي خودم بر حسب روش قدما تخلص مي كردم و كلمه «تنها» را براي خودم انتخاب كرده بودم . اونوقتها به فكر نبودم كه اين كلمه چه معنايي دارد . البته با حسي كودكانه فكر مي كردم كسي من را درك نميكند كه در واقع افشره همان تفكر امروزم هست كه بعد از گذشت حدود 13 سال از آن روزها هنوزهم تنهايم . و حالا تقريباً مطمئن شده ام كه هميشه همينطور است . نه كه تارك الدنيا باشم ، با ديگران و رفقا بگو بخند دارم . زن و بچه دارم . و هر روزي با چند ده نفر سر و كار دارم . اما هنوز كسي نتوانسته به وجودم راه پيدا كند هر چندخودم هم نتوانسته ام به وجود واقعي كسي راهي پيدا كنم . حتي خدا به اون عظمتش هنوز نتوانسته وجودم را كاملاً مسخر كند و شيطانك هاي بسياري بين من و خدا پيامبري مي كنند . گاهي هم دلم مي خواهد بي واسطه شيطانكها خدا را ببينم اما كار دشواريست و خلاصه كار هر آدمي نيست . اگر مابين كلام كلماتي بي ريشه ديده مي شوند خدا مرا به شكم خالي و سر دردم مي بخشد15 ساعت است كه چيزي نخورده ام و فكرهاي بيهوده هم اين روزها لبريز از کله بي خاصيتم مي تراوند . پناه برخدا ، پاك يادم رفته كه زندگي حساب و كتابي دارد . اصلاً كي يادم بود . خدابه همه بنده هاي بي عقلش رحم كند . بچه پشت شيشه هم مي داند بچه بازي من بيشتر از اوست . نمي دانم روزي مي رسد كه حس كنم فقط بدهكار خدا هستم و بس . فكر چنين روزهايي را نكرده بودم . اصلاً هر چي فكر كرده بودم تو اين مايه ها نبود  . 

اي دوست بيا تا غم فردا نخوريم

وين يك دم عمر راغنيمت شمريم

فردا كه از اين دير كهن در گذريم

با هفت هزار سالگان سر به سريم

مي خواند و من هفت هزار سال ديگر هم آدم نمي شوم يا مي شوم فقط خدا مي داند و بس.
+ نوشته شده در  ساعت 10:12  توسط عبدالحسین ستوده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
غزل و ...

نوشته های پیشین
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
بهمن 1384
پیوندها
انجمن ادبی شهرستان جم
ایلیا . ترانه سرا
نغمه زارعی
داریوش رضوان - شعر
حسین میرزایی - شعر
حنا - شعر
بانکول(نقد ادبی - هنری - اجتماعی) عه تا
شو ماه - ابراهیم عادلی
نغمه
عبدالحسین فخرایی- لب دریایی ها
محمود گرجی - باران ( غزل )
دلتنگی های من
آوای جم - سایتی برای همه
مدیریتی بر جنوب کشور
شمیم شعر
ابراهیم جاگرانی (مرد کاغذی)
عباس - تاریخی(شهرستان جم)
تازه های ادبی
سایت خبری تحلیلی شهرستان جم (چگاسه )

اعظم داوریان - حرف های ساده(شعر)
طالب موذنی - ایده
چل تیکه - ابراهیم
مرتضی ازمل - بوسه هایت طعم سیگار می دهد
صبا - به نام انکه اگر حکم کند همه محکومیم
نارنجی
استاد محمد رضا شجریان
وب سایت ادبی آوای خیال (محمد جاوید )
میکاییل علوی نژاد
یاس ارغوانی
سه قطره خون
جنوبگان (شهرام قلی زاده )
هنگدان - وبلاگ سیاسی اجتماعی
تاس گرد
روزانه های شیدا محمدی
حسین پروند (ترنم احساس )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM