![]() |
![]() |
|
| شعر - عبدالحسین ستوده |
|
قسمتی از یک شعر که تازه سروده شده و چند روز دیگر کامل در وبلاگ نوشته می شود .
دیر وقتیست که مایوس تر از پاییزم برگ برگ از دهن باد خزان می ریزم صبح ها مثل غروب است پر از دلتنگی صبح هر روز جنوب است پر از دلتنگی شاعری گفت : کسی نیست که فریاد کند ؟ شاعری مفت ُ کسی نیست که فریاد کند |
|
+ نوشته شده در
ساعت 8:42 توسط عبدالحسین ستوده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
غزل و ...
|
|
RSS
|